تبليغاتX
من طرفدار آرژانتینم!
دیگو: بازي با توپ تنها چيزي بود كه مرا آرام مي كرد و البته احساس عجيب مرا!
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 11:58  توسط امین 

پله فاتح ۳ جام جهانی، ۲ جام لیبرتادورس، ۲ جام بین قاره ای و بسیاری از عناوین قهرمانی آمریکایی و برزیلی است. وی همچنین سال ۲۰۰۰ به عنوان بازیکن قرن از سوی فیفا انتخاب شد.
در پی نظرات ستیزه جویانه چند روز گذشته دیه گو مارادونا در مورد پله این سؤال همیشگی و بحث برانگیز دنیای فوتبال دوباره اذهان را به خود مشغول کرده است: کدامیک بهتر بودند؟ در دنیا مسائلی هست که هیچ گاه نمی توان در آن به توافق رسید! مثلاً اینکه مجیک جانسون بهتر است یا مایکل جوردن؟ تیم ملی آرژانتین بهتر است یا برزیل؟ رئال مادرید بهتر است یا بارسلونا؟ و پله بهتر است یا مارادونا؟
سؤال آخر بیش از تمام سؤال های دیگر طرفداران فوتبال را به چالش می کشاند. به هر حال هر کس تیم محبوب خود را بهتر از دیگری می داند اما مقایسه این ۲ اسطوره ممکن است تا ابد ادامه یابد. راه های زیادی برای مقایسه و سبک و سنگین کردن این ۲ افسانه وجود دارد. با هم از چند دیدگاه به این ۲ اسطوره نگاه می کنیم:
● مدال ها و افتخارات
پله فاتح ۳ جام جهانی، ۲ جام لیبرتادورس، ۲ جام بین قاره ای و بسیاری از عناوین قهرمانی آمریکایی
 

" پله فاتح ۳ جام جهانی، ۲ جام لیبرتادورس، ۲ جام بین قاره ای و بسیاری از عناوین قهرمانی آمریکایی و برزیلی است. وی همچنین سال ۲۰۰۰ به عنوان بازیکن قرن از سوی فیفا انتخاب شد. ... "

 
 
و برزیلی است. وی همچنین سال ۲۰۰۰ به عنوان بازیکن قرن از سوی فیفا انتخاب شد. از سوی دیگر مارادونا تنها قهرمان جام جهانی را در کارنامه دارد اما قهرمان لیگ های آرژانتین، ایتالیا و جام ملی اسپانیا و ایتالیا نیز بوده است. وی همچنین به تنهایی صاحب افتخارات زیادی از جمله بهترین بازیکن جام جهانی ۱۹۸۶ و بهترین گل قرن از سوی فیفا و بازیکن قرن فیفا از سوی مردم را در کارنامه خود دارد. خیلی از مردم معتقدند این حقیقت که پله فاتح ۳ جام جهانی و مارادونا تنها صاحب یک جام است، نشان می دهد که پله بازیکن بهتری است. بزرگترین افتخاری که یک تیم می تواند به آن دست پیدا کند، قهرمانی در جام جهانی است اما قضاوت در خوب یا بد بودن یک بازیکن بر اساس افتخاراتی که همراه تیمش کسب کرده کاملاً نادرست است. پله در جام جهانی ۱۹۵۸ تنها ۱۷ سال داشت و تأثیر چندانی در زمین به جا نگذاشت اما در جام جهانی ۱۹۶۲ و ۱۹۶۶ با وجود مصدومیتی که به آن دچار شد به خوبی بازی کرد و در سال ۱۹۷۰ در بهترین تیمی که برزیل می توانست داشته باشد، بازی کرد.
در آن دوره توستائو، ریولینو، جرسون و جرزینیو در کنار پله بازی می کردند اما تیمی که مارادونا طی جام جهانی به همراه آن بازی می کرد تیمی معمولی بود و با این حال آنها فاتح جام جهانی ۱۹۸۶ شدند که در این راه مارادونا بهترین گل تمام دوران خود را مقابل انگلستان در یک چهارم نهایی به ثمر رساند و در نیمه نهایی نیز گلی شبیه به آن را مقابل بلژیک رقم زد. همانطور که درمباحثه ها و مجادله های پیش از این هم گفته شده است برزیل حتی بدون پله هم فاتح جام جهانی ۱۹۷۰ می شد اما ۱۶ سال بعد آرژانتین بدون مارادونا ممکن نبود به چنین عنوانی دست پیدا کند. البته این دلیل هم دلیل خوبی برای برتری دادن مارادونا به پله نیست اما شاید پرسیدن این سؤال از خودمان بد نباشد که اگر پله در سال ۱۹۸۶ به جای مارادونا برای آرژانتین بازی می کرد آیا آرژانتین باز هم جام را به خانه می برد؟ سؤال مشکل است. از خیلی جهات می شود چشم بسته پاسخ آن را داد اما حالا که هر کس جای خودش است پاسخ دادن مشکل تر می شود.
● گل های پله
طرفداران پله همیشه
 

" مارادونا ۳۴ گل در ۹۱ بازی ملی به ثمر رسانده که ۸ تای آن در جام جهانی بوده است. وی در مجموع در ۵۹۰ بازی که در کل دوران حرفه ای اش انجام داده ۳۱۱ گل وارد دروازه حریفان کرده است.... "

 
 
از ۱۲۸۱ گلی که این بازیکن در ۱۳۶۳ دیدار خود به ثمر رسانده صحبت می کنند. با توجه به این نکته که بسیاری از این گل ها در رقابت های محلی به ثمر رسیده نمی توان تمام این رقم را فوق العاده دانست، از طرفی پله در ۹۲ بازی که برای برزیل انجام داد ۷۷ گل زد که ۱۲ تای آن در جریان جام جهانی وارد دروازه تیم های حریف شده است. با این حال هیچ کدام از این گل ها حیرت انگیز و تماشایی نبوده اند و تنها برای رساندن تیم به مرحله بعدی بشمار می رفتند.
مارادونا ۳۴ گل در ۹۱ بازی ملی به ثمر رسانده که ۸ تای آن در جام جهانی بوده است. وی در مجموع در ۵۹۰ بازی که در کل دوران حرفه ای اش انجام داده ۳۱۱ گل وارد دروازه حریفان کرده است. گلزن بودن تنها کافی نیست. در مکان و زمان مناسب گل زدن هم مهم است. خیلی از گلزنان خوب در شرایط حساس مقابل تیم های بزرگ از گلزنی عاجز هستند اما پله و مارادونا هر ۲ در بهترین موقعیت برای تیم امتیاز می آوردند و این نکته ای است که هیچ کدام در آن بر دیگری برتری ندارند.
● بازی جوانمردانه
از زاویه بازی جوانمردانه پله قدمی از مارادونا جلوتر است. دیه گو کارت زرد داور را در بیشتر بازی ها می دید و این واقعیت که در بازی مقابل انگلستان در جام جهانی ۱۹۸۶ با فریب داور گلی را با دست وارد دروازه کرد از او بازیکنی با ارزش های بازی غیرجوانمردانه می سازد. از این ها گذشته رفتار نامناسب مارادونا در خارج از زمین بازی باعث کمرنگ شدن جلوه شهرت این بازیکن در میادین جهانی شده است. از طرفی در نواحی مرکزی و جنوبی اروپا و البته در آمریکای جنوبی حیله گری به عنوان یکی از بزرگترین فاکتورهای فوتبال بازی کردن به حساب می آید. اگر بازیکنی بتواند با فریب داور یا بازیکن حریف به گل برسد به بازیکنی استثنایی چه از نظر تاکتیکی و چه از نظر شخصیتی بدل می شود. گرچه مارادونا به دلیل اعتیاد به کوکائین نیز ارزش های فوتبالیستی خود را در اذهان مغشوش کرده است اما این مسأله را که می توان در زمره مسائل خصوصی یک شخص قرارداد دلیل خوب یا بد بازی کردن مارادونا نمی توان نهاد. اگر روزی بفهمید خواننده محبوب شما معتاد است آیا صدای وی در گوش شما گوشخراش
 

" تصمیم گیری بر سر اینکه کدام یک بهتر است به خاطر کمبود فیلم های موجود مشکل است. در دهه های ۵۰ و ۶۰ دورانی که پله در اوج بود از تمام بازی ها فیلم نمی گرفتند و تماشاگران شاهدان عینی بازی های این اسطوره فوتبال بوده اند. ... "

 
 
و نازیبا نمی شود؟ مطمئناً پاسخ هر آدم منطقی منفی است.
البته پله هم مانند فرشته ها زندگی نکرده است. او به عنوان یکی از اعضای «خانواده فیفا» در کنار «سپ بلاتر» و «هاوه لانژ» و «کو» اعمالی بدتر از مارادونا داشته است. سیاست آفت فوتبال است و وقتی فوتبالیستی درگیر آن شود بی شک دچار آفت می شود. کافی است نگاهی به لیست سالانه بازیکنان جهان فیفا بیاندازید تا نشانه های آفت را بیابید.
● فیلمبرداری
تصمیم گیری بر سر اینکه کدام یک بهتر است به خاطر کمبود فیلم های موجود مشکل است. در دهه های ۵۰ و ۶۰ دورانی که پله در اوج بود از تمام بازی ها فیلم نمی گرفتند و تماشاگران شاهدان عینی بازی های این اسطوره فوتبال بوده اند. مارادونا در دورانی شکوفا شد که فوتبال به تجارتی میلیارد پوندی تبدیل شده بود. فیلم بازی های پله به مسابقات جام جهانی محدود می شد، در حالی که خود پله معتقد است بهترین گل دوران بازی اش در چند دهه پیش از نوار فیلمبرداری پاک شده است. با این اوصاف شاید تصمیم گیری بر سر بهتر و بهترین بر اساس فیلم ها راه درستی نباشد اما تصمیم در مورد مهارت یک بازیکن همیشه نیازمند دیدن ۹۰ دقیقه بازی آن فوتبالیست است. چیزی که از هر ۲ بازیکن حداقل یک نسخه باقی مانده است اما آنچه از این ،۲ افسانه ساخته است بهترین بودن آن ها طی سال های متمادی است. هر کدام از این بازیکنان حداقل ۱۵ سال در دوران اوج به سر برده اند و سپس به خواست خود و نه شرایط و عدم آمادگی از فوتبال کناره گیری کرده اند.
● پله قبل از مارادونا
یک نکته حائز اهمیت در مورد پله این است که این اسطوره ۱۰ یا شاید ۲۰ سال جلوتر از زمان خود حرکت می کرد. شم فوتبالی که او از آن بهره مند بود در هیچ کس دیگر مشاهده نمی شد.
«تارسیسو بورجنیچ» بازیکن تیم ملی ایتالیا در بازی نهایی جام جهانی ۱۹۷۰ در مورد پله گفت: قبل از شروع بازی به خودم گفتم او هم مثل بقیه آدم ها از گوشت و خون ساخته شده است اما اشتباه می کردم! خیلی ها معتقدند اگر پله نبود بازیکنانی مثل کرایف، زیکو، مارادونا، باجو یا زیدان به عرصه فوتبال نمی آمدند. پله فوتبال را از دیدگاه کلاسیک بازیکن شماره ۱۰ متحول کرد و بازیکنان بزرگ دیگری که بعد از او آمدند راه وی را دنبال کردند. انتخاب بهترین از میان پله و مارادونا یکی از مشکل ترین تصمیم های دنیا است. با وجود تمام بررسی ها و بحث ها باز هم پاسخ به عهده هواداران است. هوادار هر کدام که باشید برای شما بهترین همان است.

 
منبع:روزنامه هموطن سلام
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 14:12  توسط امین  | 

مارادونا: كاكا بهترين نيست


گروه فوتبال جهان ايپنا؛ ديه‌گو مارادونا اصلا اعتقاد ندارد كه كاكا بهترين بازيكن جهان است و اين نظريه خود را پس از آنكه توپ طلا به وي اختصاص يافت، عنوان داشت.
مارادونا در گفت و گو با ال گرافيكو اظهار داشت: "نمي‌دانم دقيقا انتخابات بر چه مبنايي است اما فكر مي‌كنم روني بسيار بهتر از كاكاست. ميلان تيمي است كه بيشتر اوقات به كاكا متكي است اما اين مسئله نمي‌تواند كاكا را به بهترين دنياي فوتبال تبديل كند. به نظر من بهترين‌هاي فوتبال آرژانتين در حال حاضر ليونل مسي، سرجيو آخرو و خوان رومن ريكلمه هستند."
 یوفا: "ديه‌گو مارادونا" اسطوره فوتبال آرژانتين روز دوشنبه اظهار داشت كه رونالدينيوي برزيلي، ليونل مسي آرژانتيني و همچنين "وين روني" انگليسي بهترين بازيكنان كنوني جهان به شمار مي‌روند.

به گزارش یوفا: مارادونا در گفت وگو با مجله "ال گرافيكو" گفت: رونالدينيو و مسي دو بازيكن تيم بارسلونا و روني از تيم منچستريونايتد بيشتر از كاكا لياقت كسب "توپ طلايي" را داشتند.

اين درحالي است كه كاكا مهاجم برزيلي باشگاه آث ميلان ايتاليا نيز در گفت‌وگو با روزنامه انگليسي "ديلي تلگراف" از شايستگي "ليونل مسي" و "كريستيانو رونالدو" براي كسب اين جايزه سخن گفت.

كاكا روز يكشنبه جايزه بهترين بازيكن سال فوتبال جهان ازسوي مجله "فرانس فوتبال" را بدست آورد.

در راي‌گيري مجله فرانس فوتبال، كريستيانو رونالدو مهاجم تيم ملي پرتغال ‪ ۲۷۷‬امتياز و ليونل مسي ‪ ۲۵۵‬امتياز كسب كردند و در رده‌هاي دوم و سوم قرار گرفتند.

ديديه دروگبا مهاجم چلسي و تيم ملي ساحل عاج با ‪ ۱۰۸‬امتياز چهارم شد و "آندره پيرلو" هافبك ميلان با ‪ ۴۱‬امتياز در مكان پنجم ايستاد.

رودفان نيستلروي ششم، رونالدينيو (برنده اين جايزه در سال ‪(۲۰۰۵‬ دوازدهم و "تيه‌ري هانري" نوزدهم شدند.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 15:20  توسط امین  | 

محبوبیت و شهرت فوتبالیست 20 ساله آرژانتینی به خاطر شباهت چهره به مارادونا، روز به روز بیش تر می شود.
«کوکو»بازیکن ریزنقش آرژانتینی که چهره ای با شباهت زیادبه «دیه گو آرماندو مارادونا» اسطوره فوتبال این کشور دارد، به شدت مورد توجه مردم و رسانه ها قرار گرفته و امیدوار است روزی به شهرت جهانی او برسد.
«مارادونا»با وجود جدایی از میدان فوتبال و مشکل های متعدد اخلاقی؛از جمله اعتیاد به کوکایین همچنان از محبوبیت بی نظیری در کشورش برخوردار است و «کوکو» که از نوجوانی نیز شبیه مارادونا بوده هنوز به این ویژگی مباهات می کند و آن را باعث شهرت و محبوبیت خود می داند.
«دیه گو» این اعجوبه مستطیل سبز که خیلی ها او را بهترین فوتبالیست تاریخ می دانند جام جهانی 1986مکزیک را یک تنه برای کشورش به ارمغان برد و قلبها را تسخیر کرد اما بعدها...

 

فوتبال نیوز:  چندی پیش ديه گو آرماندو مارادونا در يك برنامه تلويزيونى در شبكه ۱۳ تلويزيون آرژانتين شركت كرد و يك بار ديگر از كابوس هاى زندگى اش گفت: «مواد مخدر هنوز هم كابوس بزرگ زندگى من است.انگار هنوز در درون من است و از اين خواب سياه بيدار نشده ام اما بعد وقتى چشم هايم را باز مى كنم مى بينم هنوز زنده ام و نفس راحتى مى كشم.»

 

مارادونا معتقد است مصرف دارو در گذشته و ترك آن درس بزرگى براى زندگى اش داشته: «وقتى از خواب بيدار مى شوم اولين كسى كه نزديك ام است را بغل مى كنم. مادرم، پدرم و الان ديگر مى توانم با خيال راحت به كلمبيا بروم چون ديگر دارو مصرف نمى كنم.»

 

مارادونا در اين برنامه فقط از كابوس هايش نگفت بلكه از فوتبال كه هميشه بزرگترين عشق زندگى اش مى گويد از ريكلمه و نقش حياتى او در تيم ملى آرژانتين: «نمى دانم چه اتفاقى براى او روى داد اما سرمربى تيم ملى بايد احمق باشد كه او را از تركيب حذف كند.»

 

مارادونا يك بار ديگر از تيم ملى آرژانتين مى گويد از پكرمن كه اشتباه ترين انتخاب ها را براى جام جهانى داشت تا سرمربى جديد: «اين تيم را دوست ندارم حتى وقتى پيروز مى شود چون بيشتر روى حفظ توپ متمركز است و نه زيبايى بازى. دفاع تيم خيلى قوى است اما بهتر است به حريفانى كه مقابل مان داريم نيز كمى فكر كنيم.»

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 10:12  توسط امین  | 

انتقاد از نحوه بازي تيم ملي

مارادونا: وقتم را براي تماشاي بازي آرژانتين تلف نمي كنم

خبرگزاري فارس: كاپيتان سابق تيم ملي فوتبال آرژانتين گفت: بازي تيم بسيار افت كرده و براي تماشاي چنين فوتبال ضعيفي وقتم را تلف نمي كنم.

به گزارش خبرگزاري فارس و به نقل از آس اسپانيا، ديه گو مارادونا در خصوص بازي آرژانتين با شيلي اظهار داشت: در حين تماشاي بازي خوابيدم و زماني كه مرا بيدار كردند گفتم، آيا اين بازي ارزش تماشا كردن را دارد؟ استراحت كردن را ترجيح مي دهم و وقتم را بيهوده تلف نمي كنم.
مارادونا تصريح كرد: بازيكنان بايد طوري بازي كنند كه گويا به كشورشان حمله شده و بايد از پرچمشان محافظت كنند؛ اما همه به فكر پاهاي خود و بازي باشگاهي هفته بعد در اروپا هستند. اين شرم آور است.
وي ادامه داد: چرا بايد اين گونه بازي كنند؟ چرا بايد مقابل شيلي فقط با دو ضربه ايستگاهي ريكلمه به گل دست پيدا كرده و حتي 5 پاس سالم پي در پي به هم ندهند؟

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 9:3  توسط امین  | 

سلام دوستان

یه سایت توپ پیدا کردم

شما هم یه سری بزنید

حال میکنین

من خودم مطلب RSS 2.0مشاهده تمام مطالب این بخش

رو از این سایت گرفتمنویسنده:امیر خان مهرانی

مطلب زیر رو حتما بخونید

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 0:10  توسط امین 

یکی از اعضای هیات رئیسه

 کمیته انتقالی فیفا گفت :

 پیشنهادی از سوی یکی از

 سفارتخانه های ایر ان واز

طریق وزارت امور خارجه به

فدراسیون فوتبال ایران

رسیده اما چون سفر مارادونا

 به اواخر مهر مربوط می

شود به طرف مذاکره کننده

اعلام شده که تا پس از

انتخابات فدراسیون فوتبال

باید صبرکنند .

 

گفته می شود حضور دیگو

مارادونا ستاره سابق فوتبال

 جهان و آرژانتین چیزی حدود

 پنج میلیون دلار هزینه در

بردارد.



حال باید دید حضور این

ستاره جنجالی ومشهور تا

چه اندازه برای رشد وتوسعه

 فوتبال ایران مفید است واین

 هزینه هنگفت چگونه واز

چه طریقی تامین می شود.

 

شک نکنید که حضور دیگو در

 ایران نتایج مثبتی خواهد

داشت ولی باید ببینیم

فدراسیون از کجا میخواد این

 همه پول بیاره

 

به امید حضور اسطوره در ایران!

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 9:7  توسط امین  | 

فقر از ثروت قدیمی تر است

کاستاریکا برنده  جایزه کن و بعنوان یکی از مشهور ترین کارگردانان تمام دوران در سال 2006 فیلمی مستند درباره اسطوره جاودانه فوتبال آرژانتین – دیه گو مارادونا – ساخت. این گفتگو حاصل همنشینی کاستاریکا و مارادونا در قطاری است که به سمت بندر مار دل پلاتا در آرژانتین جهت برگزاری تظاهراتی علیه بوش می رود.

اگرچه ممکن است این گفتگو رنگ و بوی سیاسی و ضد آمریکایی داشته باشد و آنچنان به دنیای سینما ارتباطی نداشته باشد، اما این گفتگو اول زوایای دید کارگردانی مشهور را برای ما آشکار می کند که چطور به مسائل سیاسی و اجتماعی اهمیت می دهد و دوم اینکه سیاست همیشه دستمایه ای مهم برای هنر است. حاصل داستان های سیاسی فیلمهایی بزرگ بوده است.

در حال گریزی از سیاسی بودن نیست. حتی آنکه خود را خارج از سیاست می داند به محرک های سیاسی واکنش نشان می دهد.

 

کاستاریکا: مارادونا مردی است که تحقیر تمام دنیا را در جریان آن دریبل های تاریخی در بازی آرژانتین – انگلستان، در سال 1985، روی پوست خود احساس کرده است. در آن لحظه هفت بازیکن پشت سر او جا ماندند و آن بازیکنان سالهای سال جزو تحقیر کنندگان ماندند و در انتظار فرصتی برای انتقام بودند.

برای من مارادونا در آن دقایق اندک، مارگارت تاچر، رونالد ریگان، ملکه مادر، پرنس چارلز، پاپ ژان پال دوم را دریبل کرد و از آنجا که فوتبال بازی تخیل و ابتکار است، مارادونا بوش پدر و پسر را دریبل نمود. برای مارادونا این کافی بود. بعد از پاول برایتنر(1) فوتبالیست دیگری در طرف فقرا نبود. این بازیکن آلمانی در دوران رومانتیک دهده 70 یک بازیکن منتخب شناخته می شد. بسیاری اعتقاد دارند که فوتبالیست ها افراد باهوشی نیستند. اما من این را قبول ندارم. چطور یک نفر می تواند در حساب بانکی اش پولهای میلیونی داشته باشد و باهوش نباشد. ممکن است آنها تحصیلات عالی نداشته باشند اما نمی توان گفت که باهوش نیستند.Maradona

ما اکنون در قطاری هستیم که به سمت مار دل پلاتا(2) می رود. جایی که قرار است تظاهراتی بر علیه بوش صورت پذیرد و مارادونا در این قطار حضور دارد. اکنون من دریافتم که پاول برایتنر تنها نیست و جریان دهه 70 گم نشده است. در این قطار جایی برای حماقت وجود ندارد. اینجا وضعیت کاملا متفاوت است.

 

مارادونا: من فوتبال را در تاریکی یاد گرفتم. پشت خانه ام، استادیوم یک تیم دسته چهارمی بود. من تمام روز با توپ بازی می کردم و وقتی همه بچه ها به خانه هاشان می رفتند، من در تاریکی می ماندم و بازی می کردم. در آن تاریکی چیزی دیده نمی شد. من به سمت دروازه شوت می کردم و بر یافتن دروازه پافشاری می کردم. ده سال بعد وقتی اولین قرار داد خود را با Argentina Juniors بستم متوجه شدم که بازی با توپ در تاریکی بسیار مفید بوده.

 

کاستاریکا: تو در فاول فیوریتو متولد شدی که از محله های فقیر نشین آرژانتین است. من باید از تو می پرسیدم که چی توی کله ات است. چون تو هیچگاه آن مردم را فراموش نکردی و همیشه با آنها ماندی.

 

مارادونا: مردمان فقیر هیچگاه به تو خیانت نمیکنند. بسیاری از دوستانم و حتی مدیر برنامه هایم – کوپولا – از من پول دزدیده اند و مرا ترک کرده اند. اما مردم فیوریتو همانطور که بودند هستند. این مکان سمبل فقر است. اگرچه اکنون خیابانها آسفالت شده اند اما فقر مشابه زمانی است که من در آنجا زندگی می کردم. افراد سیاسی و آنهایی که به دولت نزدیک هستند هر روز ثروتمندتر می شوند. من هم این شانس را داشتم که یکی از آنها باشم، اما پاسخ منفی دادم چراکه می بایست ار فقرا می دزدیدم. تنها یک بار با افراد سیاسی آرژانتین صحبت کردم و تمام حرفهایی را به آنها گفتم که نمی خواستند بشنوند.

 

کاستاریکا: بونو فوکس(3) و باب گلدوف(4) به اندازه شما معروف نیستند. اما از شهرتشان برای فعالیت های بشر دوستانه استفاده کرده اند که این باعث ارتقا آنها نیز شده است. شما هیچگاه چنین کاری را انجام نداده اید.

 

مارادونا: پول وقت شما را می گیرد و دیگر هیچ! شما باید مقداری وقار، غرور و سلامتی برای خود نگه بدارید. 44سال را پشت سر گذاشته ام و می دانم که مساله فقر ادامه دارد. من به میانه آنهایی که همه چیز دارند و آنهایی که چیزی ندارند نگاه می کنم. این تنها مساله آرژانتین، برزیل، کوبا و ونزوئلا نیست. آمریکاییها کله های ما را خرد کرده اند. به یاد بیاورید که آنها در دهه 70 چه بلایی سر ما آوردند. آنها ما را مثل بچه هایی در دست خود داشتند. آنها یک رژیم نظامی در آرژانتین قرار دادند و باعث کشته شدن 30000نفر شدند. آنها پس از این همین کار را در شیلی، نیکاراگوئه و گواتمالا تکرار کردند. آنها به تو ضربه می زنند و بعد به حال خود رهایت می کنند تا عذاب بکشی. آنها با ثروت کلان به خانه هایشان بازمی گردند و تو می مانی مثل یک سگ و مثل یک سگ زندگی می کنی. اما همیشه اینطور نمی ماند. آنها اکنون دیگر اجازه استفاده از این حقه های سیاسی را ندارند. پس از گذشت دوره مداخله نظامی و پشتیبانی از رژیم فاشیست در آمریکای لاتین ما اکنون به اتحاد رسیده ایم. آرژانتین، برزیل و ونزوئلا اکنون با هم متحد شده اند تا جنایات بوش را فریاد بزنند. اما امیر، من نمی دانم چرا اینها را به تو می گویم. تو خودت همه چیز را می دانی. تو طرف ما هستی. چه احساسی داری؟

 

کاستاریکا:من مثل چارلی چاپلین هستم، وقتی که داشت در خیابان قدم می زد و کسی به او پرچمی داد. بیا درباره روابط داخل آمریکا صحبت کنیم. اگر درست متوجه شده باشم آنها شما گول زندند. مثل قرارداد نفتی که با شما بسته شد. آنها به مکزیک پول دادند و 30000کارگر را مشغول به کار کردند. بعضی از مکزیکی ها درآمد های خوبی داشتند. اما سود اصلی به کشوری دیگر می رسید و نه به مکزیک.

 

مارادونا: بله درست است. مکزیک هم به غیر از آن 30000 نفر کشور بسیار فقیری است. آمریکاییها این کار را در سرتاسر دنیا انجام داده اند و همیشه همان داستان همیشگی تکرار می شود. مزایای اصلی همیشه برای آنهاست و تنها پس مانده ها برای تو می ماند.

 

کاستاریکا: به نظر تو ما چکار می توانیم انجام دهیم؟ این یک داستان تکراری از زمانهای بسیار قدیم است.

 

مارادونا: چه کاری باید انجام داد؟ تغییر دادن شرایط کار بسیار دشواری است. اما مساله مهم این است که ما می توانیم راجع به این موضوع صحبت کنیم. متاسفانه، پاپ علاقه ای به صحبت در این زمینه نشان نمی دهد. اگر هم بخواهد این کار را انجام دهد، تنها یک موضوع ذهن او را مشغول می کند که چطور واتیکان را حفظ کند. این مثل آمریکاییها. واتیکان امپراطوری بسیار ثروتمندی است. پاپ هیچگاه در آفریقا نبوده است و هیچگاه به آنجا نرفت تا بر خاکش بوسه بزند و به بچه های گرسنه غذا بدهد. اما 150میلیون دلار برای تبلیغات جلوگیری از بارداری ناخواسته دریافت کرد. یک شرکت تبلیغاتی این هزینه را صرف کرد اما پاپ هیچگاه برای این کار هزینه ای نکرد و کسی هم در این مورد صحبتی نکرد. این موضوع در اسناد واتیکان ثبت شده و کسی بخاطر نیاورد که پاپ چطور آفریقا را فراموش کرد.

 

کاستاریکا: اکنون نزدیک مار دل پلاتا هستیم و تظاهر کنندگان در فضایی که اتحاد را می توان در آن استشمام کرد، استراحت می کنند. این درست مثل شخصیتهای دهه هفتاد است که سرنوشت خود را انتخاب می کردند و به سوی آن می رفتند. شک ندارم که هر کلمه مارادونا از روی دانش و شناختی است که نسبت به وضع کنونی جهان دارد. روزگاری او به مثابه یک الهه بود. مانند اسطوره گیلگامش(5). یک داستان حماسی از نابود شدن خدایی که از گل سرشته شده بود. از زمانی که او جادوگر هر بازی بود، تا زمانی که او هوایی برای تنفس نداشت. جایی گیر افتاده بود که هوایی برای تنفس و محلی برای حضور نداشت. او بسیار محبوب تر از پاپ بود. آن بالا، خیلی بالا اما او هوایی برای تنفس نداشت و کسی نبود که به او بگوید که بودن در این ارتفاع جای امنی برای او نیست. او به مصرف کوکائین رو آورد. مثل گیلگامیش که خدای گلی روی زمین ضربه خورد. او شروع به جستجوی خودش کرد. حتی در آن لحظات او سعی می کرد به جایی برگردد که برای او اکیسژن کافی داشته باشد. او می خواست عادی باشد و این باعث شد تا او در چهار دقیقه مرگ را تجربه کند. اما رویا بازگشت. من که در صندلی کناری او نشسته ام این را شهادت می دهم . من بسیار خوش شانس هستم. همچنین بخشی از دوران بازگشت او هستم. همه او را ترک کردند غیر از خانواده اش و فیدل کاسترو. وقتی که بیمارستان بوئینوس آیرس درهای خود را به روی او بست، کاسترو با آغوشی باز او را پذیرفت. مردم می توانند فکر کنند که او هیچگاه بدون مواد مخدر نتوانست زندگی کند، چون نتوانست بار سنگین قهرمان بودن را به دوش بکشد. اما این دلیل نیست. از بیوگرافی او می توان متوجه شد که مارادونا نمی توانست از خودش مراقبت نماید و در یک لحظه او نمی داند که چطور باید خودش را کنترل نماید. وقتی که او یک حرفه ای شد، ریورپلاتا به او پیشنهاد مالی فوق العاده ای داد اما او نپذیرفت و به بوکاجونیورز رفت. وقتی که تعدادی از طرفداران خواستند از او اخاذی کنند او جنگید، وقتی مربی اش به او دروغ گفت او رختکن را بهم ریخت. او هیچگاه این اعتقاد حقیقی را نداشت که پرداختن به پول هدر دادن وقت است.

 

مارادونا: پدرم را بخاطر دارم وقتی از کار به خانه برمی گشت و به اندازه کافی برای شکم ما هشت بچه پول بدست نیادورده بود. سکوت می کرد، چون غذایی نبود. هر کسی نمی تواند این موضوع را درک کند، بخصوص آنهایی که گرسنه نمانده اند. خواهرم کمتر غذا می خورد و باقی آن را برای من نگه می داشت. در چنین شرایطی احساس همدردی، عشق و مراقبت در وجودت رشد می کند و این چنین است که داستانهای دوران کودکی من هیچگاه از بین نمی روند. مادرم خودش را به دل درد می زد برای اینکه غذا را برای بچه هایش نگه دارد. او همیشه چشمش به دیگ غذا بود تا مطمئن شود غذا به اندازه کافی برای همه مانده باشد. برادرم، یک مثال از فقر است... بله مادرت به تو دروغ می گوید که به تو غذا بدهد. ممکن است خیلی ها بگویند که این یک کتاب داستان است اما امیر، برادر من یک زندگی حقیقی است و من به تو حقیقت را می گویم.

 

کاستاریکا: بله این فقر است و بسیار ناراحت کننده. خیلی گذشته خود را به سادگی فراموش می کنند اما تو چطور این احساسات را از کودکی تا کنون حفظ کرده ای؟

 

مارادونا: من فراموش نکرده ام. نمی توانم که فراموش کنم. فقر از ثروت قدیمی تر است. پدرم در یک فروشگاه کار می کرد و همیشه کیسه های سنگین را جابجا می کرد، حتی وقتی که پیر شده بود. من می توانم مدتها در مورد پورژووازی و فقر صحبت کنم. برای من هیچگاه تفاوتی نداشت اما این شاید در مورد همه ثروتمندان صادق نباشد. من شکی ندارم. بسیاری سعی می کنند که به سیاستمداران نزدیک شوند، سیاستمداران هم از توانایی های آنها سو استفاده می کنند. اگر در این دسته از آدمها نباشی تو را دیوانه فرض می کنند. بله، من دیوانه ام و دیوانه خواهم ماند و با تمام این حرفها متوجه می شوی که با من چه کرده اند. تو می دانی امیر، من برای چهار دقیقه یک آدم مرده بودم، به همین دلیل معنی زندگی را می دانم.

 

کاستاریکا: بعد از ماجرای اتیوپی و اجرای کنسرت های همزمان، باب گلدوف ثروتمندتر شده. بونو به کشورهای مختلف سفر می کند و از روسای جمهور آن کشورها می خواهد تا بدهی هایشان را به کشورهای آفریقایی پرداخت کنند. او حتی با بوش ناهار خورد.

 

مارادونا: من یک چیز را می دانم و آن اینست که هیچگاه جرات غذا خوردن با بوش را ندارم.

 

کاستاریکا: چرا؟

 

مارادونا: بودن در کنار یک جنایتکار احساس خوبی به آدم نمی دهد.

 

کاستاریکا: گارسیا مارکز به من گفت که ما می توانیم در مورد فیدل حرفهای زیادی بزنیم. اما او نگهبان فرهنگ ایسپانو (6) به ارث گذاشته شده در آمریکای لاتین است.

 

مارادونا: بله درست است. اما آرژانتین اکنون بخشی از آمریکا است. آرژانتینی ها همه آنچه را که دارند به یانکی ها می فروشند. مثل بخش جنوبی آرژانتین که منطقه ای بسیار حاصل خیز است. بنابراین همه آنچه که فیدل برای آن جنگید را ما به باد دادیم. با این پول ما تنها به یکی از مستعمرات آمریکا تبدیل شدیم. آمریکاییها در حال گسترش مستعمرات خود در همه جای دنیا هستند.

 

کاستاریکا: چطور با فیدل کاسترو ملاقات کردی؟

 

مارادونا: در سال 1987 من برنده دو جایزه شدم. یکی در کوبا و دیگری در آمریکا. به آمریکاییها گفتم جایزه تان را برای خودتان نگه دارید. با فیدل ملاقات کردم و پنج ساعت در مورد چگوارا و آرژانتین با هم صحبت کردیم. بعنوان یک مرد جوان در مورد انقلاب مطالعه کرده بودم. در مورد چگوارای شجاع، در مورد فیدل و من عاشق فیدل شده بودم. به نظر من او مثل یک شیر از سرزمین خود دفاع کرد. او تنها سیاستمداری است که به دزدیدن از فقرا فکر نکرد. اما این کاری است که آمریکاییها سعی در انجام آن دارند.

 

قطار به مار دل پلاتا نزدیک شده است...

 

(1)    پاول برایتنر فوتبالیست اسطوره ای آلمان در سالهای 70 بود که بخاطر گرایش های سیاسی و فعالیتهای اجتماعی شهرت داشت.

(2)    مار دل پلاتا بزرگترین بندر آرژانتین می باشد.

(3)    بونو فوکس مشهور به بونو خواننده گروه راک U2

(4)    باب گلدوف خواننده ایرلندی که در فیلم The Wall از گروه Pink Floyd بازی کرد و در سال های اخیر مجموعه کنسرتهای Live 8  را در کشورهای مختلف برگزار نمود.

(5)    گیلگامش در اسطوره بعنوان اولین فرا انسان تاریخ ثبت شده است که دو سومش از جنس خدا و یک سومش از جنس انسان بوده است.

(6)    ایسپانو اشاره دارد به فرهنگ اسپانیایی - آمریکایی

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 9:4  توسط امین  | 

 

آرژانتين و انگلستان پس از 21 سال

آرژانتين و انگلستان پس از 21 سال

"دست خدا" بازمي‌گردد. ديگو آرماندو مارادونا همراه با بازيكنان تيم قهرمان جام جهاني 1986 در ديداري دوستانه برابر تيم ملي انگستان با بازيكنان همان دوره از رقابت‌ها حاضر خواهد شد. اين بازي برداشتي تازه از رقابت مرحله‌ي يك چهارم نهايي جام جهاني 1986 مكزيك خواهد بود.

روز چهاردهم اكتبر بازي غيررسمي دو تيم در ورزشگاه "ويلا پارك" شهر بيرمنگام انگلستان برگزار خواهد شد.

بازي آرژانتين برابر انگلستان در روز 22 ژوئن 1986 در جريان جام جهاني مكزيك يكي از رقابت‌هاي ماندگار در تاريخ فوتبال است.

آن بازي 2 بر يك به سود آرژانتين پايان يافت. مارادونا و هم بازيانش در آن جام در پايان قهرماني را از آن خود كردند.

گلي كه مارادونا دور از چشم داور با دست خود وارد دروازه‌ي پيتر شيلتون دروازه‌بان وقت انگليسي‌ها كرد، و پس از بازي آن را "دست خدا" ناميد و البته آن را كمي ناعادلانه خواند، يكي از مهمترين رخدادهاي آن بازي به شمار مي‌آيد.

مارادونا در آن بازي در حضور 114 هزار تماشاگر حاضر در ورزشگاه گل ديگري به ثمر رساند كه بعدها به عنوان زيباترين گل تاريخ فوتبال به حساب آمد. اين جادوگر هنرمند با جا گذاشتن هفت بازيكن انگلستان توپ را وارد دروازه‌ي آنها كرد.

اين موضوع كه ديگو اكنون براي اين بازي دوستانه تا چه اندازه آماده است، با ترديدهايي روبروست. اين بازيكن 46 ساله در دهه‌ي گذشته ...


جام جهانی - آرژانتین 1978
FIFA World Cup - Argentina 1978
Argentina 1978
سرانجام آرژانتین هم میزبان جام جهانی فوتبال شد. در آن زمان دولت آن کشور یک دولت نظامی دیکتاتور بود و بدین سبب مردم آرژانتین می ترسیدند که مشکلات سیاسی داخلی و خارجی، و تاخیر در ساخت چند استادیوم، آرژانتین را از لطف میزبانی محروم کنند. اما به هر حال بازیهای نهایی جام در این کشور آغاز شد.

این نخستین بار بود که تعداد تیمهای شرکت کننده در مرحله راه یابی دورقمی (100) می شد. همچنین تیم ایران از آسیا اولین حضور خود را در جام جهانی تجربه می کرد. مثل همیشه اکثریت شرکت کنندگان از قاره های اروپا و آمریکا می آمدند. تونس هم به عنوان نماینده آفریقا توانسته بود وارد جام شود تا برای بار نخست این جام را تجربه کند.

ايران برای راهیابی به مراحل پایانی راه سختی را گذرانده بود. این تیم در دور نخست مرحله انتخابی سوريه و عربستان سعودی را شکست داده بود. در دور دوم مرحله انتخابی آسيا - اقيانوسيه با هنگ کنگ، کره جنوبی و استراليا هم گروه شد که به عنوان تيم اول گروه برای نخستين بار به جام جهانی راه پیدا کرد.

اما اولین تجربه جام جهانی برای ایران حاوی دو شکست و یک تساوی بود. ایران برابر هلند و پرو باخت و بازی برابر اسکاتلند را مساوی کرد و نتوانست به مراحل بالاتر راه پیدا کند.

اما وضعیت تیمهای دیگر این چنین بود: انگلستان، اروگوئه و فرانسه در نخست مرحله گروهی حذف شدند. در مرحله گروهی دوم که در دو گروه انجام می شد، آرژانتین و هلند در گروه های خود اول شدند و به دیدار فینال رفتند و ایتالیا و برزیل که دوم هر گروه بودند بازی ریده بندی را برگزار کردند که این بازی 2-1 به نفع برزیل تمام شد و این تیم به مقام سوم جام رسید.

فینال
فینال بین تیمهای آرژانتین (میزبان بازیها) و هلند (نایب قهرمان جام قبل) برگزار می شد. 77 هزار تماشاگر به استادیوم شهر بوینس آیرس آمده بودند که اکثر آنها آرژانتینی بودند. تشویقهای اول بازی این تماشاچیان باعث شد تا تیم جوان آرژانتین بازی را خوب آغاز کند تا اینکه در دقیقه 38 توسط ستاره خود یعنی ماريو کمپس اولین گل بازی را بثمر برساند.

آرژانتین تا دقیقه 80 بازی دفاع می کرد و کمتر تمایلی به زدن گل بیشتر داشت. در دقیقه 82 هلندیها توسط نانینگا گل تساوی را زدند و قهرمانی را میزبان پس گرفتند.

بازی با همان تساوی 1-1 در دقیقه 90 تمام شد. در دقایق اضافه بازی، تماشاگران آرژانتینی روحیه خوبی به بازیکنان خود دادند و آرژانتین توانست دو گل یکی در دقیقه 105 (توسط ماریو کمپس) و دقیقه 116 (توسط دانیل برتونی) وارد دروازه هلند کند تا برای نخستین بار فاتح جام جهانی شود.

گلزنان برتر
ماریو کمپس (آرژانتین) – 6 گل
رنسنبرینک (هلند) – 5 گل
کوبیلاس (پرو) – 5 گل

تیمهای شرکت کننده
اتریش، مجارستان، فرانسه، هلند، ، ایتالیا، لهستان، آلمان غربی، اسکاتلند، اسپانیا، سوئد (اروپا)
برزیل، آرژانتین، مکزیک، پرو (آمریکا)
ایران (آسیا)
تونس (آفریقا)

دستور بازداشت مارادونا صادر شد

دستگاه قضايي آرژانتين دستور پيگرد و بازداشت كاپيتان سابق تيم ملي فوتبال اين كشور را صادر كرد.

به نقل از روزنامه ورزشي ماركا اسپانيا، ديه گو مارادونا در پي وقوع يك سانحه رانندگي در بامداد دهم فوريه سال 2006 كه به مجروح شدن دو عابر انجاميد، تحت پيگرد قرار گرفت. بر اساس اعلام منابع قضايي آرژانتين، در اين تاريخ خودروي كاميونت مارادونا در محله ماتادروس بوينوس آيرس وارد پياده رو شد و يك كيوسك تلفن را واژگون ساخت كه بر اثر شكستن شيشه هاي آن دو نفر جراحات سطحي برداشتند. يكي از دو مجروح اين حادثه در تماس با پليس عنوان نمود كه خودروي حامل مارادونا و دو همراهش بدون توجه به اوضاع سعي در فرار از محل حادثه نمودند. دادستان گوستاوو گالانته خواستار حضور بازيكن سابق تيم ملي آرژانتين در دادگاه و اداي توضيح درباره اين سانحه شده است؛ اما مارادونا با اعلام اين كه رانندگي كاميونت را بر عهده نداشت، از حضور برابر قاضي سرباز زده است. وي هم اينك در كلمبيا به سر مي برد و در صورتي كه خود را به دادگاه معرفي نكند، ممكن است با شرايط دشواري مواجه شود.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 11:3  توسط امین  | 

در برنامه تلويزيوني هوگو چاوز در ونزوئلا

مارادونا: با تمام وجود از كالاهاي آمريكايي متنفرم

خبرگزاري فارس: ديگو مارادونا‌، اعجوبه فوتبال جهان گفت: از كالاهاي آمريكايي متنفرم و هرچه از آن سو بيايد،‌ رد مي‌كنم.

به گزارش خبرگزاري فارس و به نقل از روزنامه نويه زورخر سايتونگ، ديگو مارادونا، اعجوبه فوتبال جهان و هوگو چاوز، ‌رئيس جمهوري ونزوئلا با هم، وقايع مربوط به گل بحث‌انگيز ستاره آرژانتيني را در جام جهاني مكزيك مرور كردند.
اين دو چهره ورزشي و سياسي كه دوستي ديرينه‌اي با يكديگر دارند،‌ در برنامه‌اي تلويزيوني در ونزوئلا مقابل دوربين به گپ و گفت با يكديگر پرداختند.
در برنامه شبكه اول ونزوئلا ‌كه چاوز مجري هفتگي‌اش است، مارادونا به دعوت عالي ترين مقام اين كشور حضور يافت و در خصوص مسائل ورزشي و غير ورزشي سخن گفت.
از جمله موضوعاتي كه در اين برنامه درباره آن بحث شد، ‌گل عجيبي بود كه مارادونا در جام جهاني 1986 مكزيك به انگليس با دست زد و بعد از آن، لقب "‌دست خدا "‌براي وي به وجود آمد.
ديگو مارادونا در اين برنامه كه با عنوان "‌الو پرزيدنتو "‌ معروف است، همراه هوگو چاوز به بحث و شوخي پرداخت و با لحن عاميانه اي گفت: "يادم مي آيد درون محوطه جريمه انگليس حاضر شدم و يواشكي با دستم توپ را درون دروازه فرستادم. در لحظه ثبت گل، تقريبا هيچكس متوجه خطايم نشد و گل اعلام شد؛ اما بعدا مطبوعات با چاپ تصاويري، گلم را مردود دانستند."
وي كه با بيان اين جملات همراه چاوز به خاطر كاري كه كرده بود، مي‌خنديد، افزود: "براي اينكه مشخص نشود با خطا گل زده ام، ‌فوري بعد از گل، از بچه‌هاي تيم آرژانتين خواستم كه خوشحالي كنند تا داور متوجه نشود؛ اما سال‌ها بعد از آن گل،‌ بالاخره مجبور شدم اعتراف كنم كه گلم درست نبوده است."
مارادونا 46 ساله دربخش ديگري از اين برنامه تلويزيوني، به نكته‌اي سياسي درخصوص رد كالاهاي آمريكايي اشاره داشت. وي گفت: "با تمام وجود از كالاهاي آمريكايي متنفرم. هرچه از سوي آمريكا بيايد،‌ رد مي‌كنم."
وي دربخش پاياني اين برنامه، اظهار كرد كه از سياست هاي هوگو چاوز و فيدل كاسترو (رهبر كوبا) حمايت مي‌كند.


مارادونا وپله به عنوان مهمونای افتخاری بازی بوکا و سانتوس رو از نزدیک میبینن
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 11:56  توسط امین  | 

پنجاه سال رهبري كشوري كه روزگاري عياش خانه پولدارهاي آمريكايي بوده و حالا به دشمن شماره يك آمريكا در بيخ گوشش تبديل شده، كار ساده اي نيست . فيدل، تو را حالا حالاها لازم داريم . او يكي از آخرين اسطوره هاي زندة مبارزه با امپرياليسم است.

جهان كوچك شده و هر روز هم دارد كوچك تر مي شود. يك نگاه كوچك بيندازيد به اوضاع دنيا و فهرست نويسندگان، هنرمندان،فوتبالیست ها، فيلسوفان، وحتي سياستمداران فعلي دنيا، را مقايسه كنيد با همين بيست سال پيش. جاي ژان پل سارتر را كه تا بود، روشنفكران دنيا، پيماني ناگسستني با انقلابي ها داشتند، نوام چامسكي گرفته و به جاي بزرگاني مثل ماركز و ساموئل بكت، گونترگراس و هارولد پينتر نشسته اند و نسل فيلمسازان بزرگ هم با مرگ اليا كازان پايان يافته.

در فوتبال امروز مسی جایگزین دیگو مارادونا شده. 

در حوزة سياست، ولاديمير پوتين به جاي گورباچف نشسته، توني بلر بر كرسي مارگرت تاچر نشسته و همين طور در ساير كشورها. حتي دشمنان ما و آن هايي كه ازشان بدمان هم مي آيد، هم همين طوري شده اند.

به جاي كارتر و ريگان و حتي بيل كلينتون، جرج بوشي نشسته است كه كپية كوچك آن قبلي هاست. اوضاع جهان درست مثل آن عروسك هاي روسي است، كه از دل عروسك بزرگ تر، يك عروسك كوچك تر درمي آيد و باز از دل آن يك عروسك كوچك تر و باز همين طور تا آخر. دلمان خوش است به همين چند مرد بزرگ باقي مانده كه تنها پيوند ما با آن جهان جادويي سال هاي نيمة قرن بيستم و عصر انقلابي ها است.

 مرداني مثل فيدل.

دوستان کاسترو

كاسترو، دوستان زياد و البته متنوعي دارد. از فوتباليست گرفته تا كارگردان، هر كدامشان تحت تأثير نكتة خاصي از ويژگي هاي او قرار گرفته اند و البته كاسترو هم، دوست خوبي براي دوستانش است.خيلي از اين دوستان قبل از اينكه فيدل رهبر كوبا شود با او دوست بودند و بعد از به قدرت رسيدن او همچنان دوستي قديمي خود را با او ادامه داده اند. دوستان كاسترو در زمينه هاي كاري خودشان هم مثل كاسترو جنجال ساز هستند.
  
  
   
سالوادور آلنده (رئيس جمهور اسبق شيلي): او اولين سوسياليستي است كه با راي مردم شيلي رئيس جمهور مي شد.

كاسترو براي تولد او، يك مسلسل هديه مي فرستد، آلنده آن را بر مي گرداند و مي گويد: من به اين ها احتياج ندارم. پشت من به ملت شيلي گرم است.

 كاسترو مسلسل را دوباره مي فرستد و جواب مي دهد: اتفاقا چون تكيه ات به مردم شيلي است، اين را برايت مي فرستم.

 هنگام كودتاي پينوشه در يازده سپتامبر 1974 و محاصره كاخ رياست جمهوري شيلي، آلنده با همين مسلسل و يك كلاه كارگران معدن كه به سر گذاشته بود، جنگيد تا كشته شد.
  
  
 اليور استون (كارگردان آمريكايي): استون، نخستين آمريكايي است كه در هاوانا با كاسترو ديدار مي كند. او در سال 2002، سه روز را با فيدل مي گذراند و حاصل 45 ساعت گفت و گويش با رهبر كوبا، فيلم مستند 99 دقيقه اي فرمانده مي شود.

 دو سال بعد، دوباره به كوبا برمي گردد و مستند ديگري به اسم در جست و جوي فيدل مي سازد.

 كاسترو در اين فيلم، هنگام بازديد از بيمارستان  هاوانا، خيلي اتفاقي مي خواهد از او نوار قلب بگيرند تا همه ببينند او سالم است.

 استون مي گويد: هيچ كدام از تصاويرش بر اساس فيلم نامه از پيش نوشته شده اي، گرفته نشده و اين ها خود كاسترو است. 
  
   
 هوگو چاوس (رئيس جمهور ونزوئلا): شدت علاقة اين دو به هم به قدري است كه همديگر را برادر صدا مي زنند.

چاوس وقتي ماجراي كسالت جديد كاسترو را مي شنود، بلافاصله سفر آسيايي اش را تمام كرده و به بيمارستان هاوانا مي رود.

او هنگام عيادت از كاسترو، خنجر و فنجان قهوه سيمون بوليوار، مبارز استقلال طلب آمريكاي لاتين را به او هديه مي دهد.

فاصله نزديك كوبا و ونزوئلا باعث شده تا چاوس و كاسترو، زود به زود همديگر را ببينند و سخنراني هاي چند ده ساعته داشته باشند.
  
    
مارادونا (فوتباليست آرژانتيني): اسطوره فوتبال جهان، اعتياد خود به كوكائين را در بيمارستان هاي كوبا ترك مي كند.

كاسترو مدام به عيادت او مي رود. حتي در صورت بيماري، تيم پزشكي تخصصي كوبا را به آرژانتين و بالاي سر مارادونا مي فرستد.

فيدل كاسترو در يكي از برنامه هاي زنده ده كه مارادونا مجري آن بود شركت كرد. اين برنامه، 5 ساعت طول كشيد.

 در انتها كاسترو، يونيفورم نظامي خودش را به مارادونا داد. اين دو نفر چند بار در كنار هم، در تظاهرات عليه جنگ طلبي آمريكا شركت كرده اند.

 گابــريل گـارسـيا ماركز (نـويســنده كلمبيايي): كاسترو به او در ويراستاري كتاب وقايع يك مرگ از پيش تعيين شده كمك مي كند.

 ماركز از دورانِ پيش از پيروزي انقلاب كوبا، با كاسترو دوست بود. آن ها به شدت به هم نزديك هستند، طوري كه كاسترو آرزو مي كند كه در زندگي بعدي به عنوان نويسنده به زمين برگردد.

ماركز دربارة شخصيت فيدل اين نظر را دارد: او خود را وقف شدة كلمات مي داند. قدرت اغواگونه اي دارد. كاسترو براي پيروزي آمده. بدون مطالعة 200 صفحه خبر، صبحانه نمي خورد.

ژان پل سارتر (فيلسوف فرانسوي): او به شدت تحت تأثير كاسترو قرار مي گيرد: يك روز از قله بلندترين كوه، صاعقه اي فرود آمد كه سلاح و ارتش نتوانست با آن مقابله كند. يك متمرد تصميم گرفت زمين ها را بين دهقانان تقسيم كند. او فيدل كاسترو بود. سارتر كتاب جنگ شكر در كوبا را درباره انقلاب كوبا و كاسترو مي نويسد.

  همينگوي (نويسنده آمريكايي): ماركز روزي در اتومبيل شخصي كاسترو كتابي را مي بيند. كاسترو مي گويد: كار استاد همينگوي است.

 همينگوي هنگام انقلاب در كوباست و از كاسترو حمايت مي كند و بعد به آمريكا مي رود. كاسترو در مراسمي با حضور بازمانده هاي او به تمجيد از او مي پردازد:

من شخصا مديون همينگوي هستم. مديون افتخاري كه به ما داد تا كشور ما را براي زندگي و نوشتن برخي از بهترين آثارش برگزيد. 
  
    
نلسون ماندلا (رئيس جمهور اسبق آفريقاي جنوبي): اين دو نفر پاي ثابت جشن تولد همديگر هستند. ماندلا بارها از اين كه در طول مدتي كه او زندان بوده، كاسترو خواهان آزادي او و استقلال آفريقاي جنوبي از آپارتايد شده، تشكر كرده است. 


  چه گوارا (مبارز آرژانتيني): چه و فيدل در مكزيك با هم آشنا شدند. چه با اين كه متولد آرژانتين است، ولي در اكثر جنبش هاي كشورهاي آمريكاي لاتين، از جمله انقلاب كوبا حاضر بود.

در كنار كاسترو جنگيد و مدتي هم وزير صنايع كوبا شد و آخر سر هم در بوليوي كشته شد. نام و عكس او سال هاست زينت بخش اتاق جوانان بسياري درسرتاسر جهان است. افكار ، تصوير، نام چه ، پرچم مبارزه عليه ظلم است.

 منبع:همشهری آنلاین

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 16:7  توسط امین  | 

یک دست 

كاش «امانوئل» دوست صميمي دوران نوجواني او وقتي در يكي از غروب هاي بوئنوس آيرس سيگاري را در گوشه لب هاي «ديگو» ديد به مانند ناصحان شرقي آنقدر پافشاري مي كرد تا مارادوناي بزرگ به اين عادت ناخوشايند پايان دهد و روزي نرسد كه ميلياردها نفر از هواداران او به خاطر مصرف كوكائين بهترين بازيكن تاريخ فوتبال جهان سرشكسته شوند.فقط كافي است هواداران متعصب او كه مقابل كلينيك «سويزو» در بوئنوس آيرس تجمع كردند با اين واژه «سرشكستگي» روبه رو شوند تا بنابر آداب و رسوم خود پاسخ جانانه اي به اين تهمت بزرگ دهند.

«Hand of God» موجب شد تا او براي هميشه تبرئه شود. اين موضوع براي آرژانتيني ها يك قانون است. وقتي كه تابش نور آفتاب در نيمه دوم مسابقه آرژانتين با انگليس به ضرر دوستان مارادونا بود دست چپ او به سوي خورشيد رفت، دروازه اي گشوده شد و مردمي كه سال ها توسط قدرت بريتانيا تحقير شده بودند به پرواز درآمدند. 

«رويترز» تصوير يكي از هواداران مارادونا را ثبت كرده كه مجسمه اي مقدس در كنار عكسي از اسطوره فناناپذير به روي دستان اين مرد قرار داشت و البته به سوي آسمان ها. فقط بچه هاي شرقي احساس آنها را درك مي كنند. Mirror روزنامه مشهور انگلستان نوشت: «خدا به ديگو كمك مي كند.»


انصاف نیست از فوتبال آرژانتین و در کل از فوتبال آمریکای جنوبی صحبت کنیم و نامی از مرد افسانه ای این دیار «دیه گو آرماندو مارادونا» به زبان نیاوریم. از مارادونا مطالب زیادی تا به امروز نوشته و عکس های فراوانی به چاپ رسیده است.می دانیم  وقتی مارادونا از جام جهانی ۱۹۹۴ بیرون رفت چند صدنفر در بنگلادش اقدام به خودکشی دست جمعی کردند.
درباره میزان محبوبیت مارادونا و احساسات ضد و نقیضی که در مواقعی او با خود به همراه می آورد، هرچه بگویم کم گفته ام. در هیچ مکانی به اندازه آرژانتین نمی توان درباره مارادونا بررسی کرد چه در مقام یک شبه خدا، یا در مقام یک سیاستمدار، در لباس یک مقدس تا یک استعمال کننده موادمخدر، از یک آدم پست و شریر تا یک قربانی و مظلوم،  هر تفسیر و تعبیری که بگویید درباره اش صورت خارجی گرفته است.
حتی در انگلستان مارادونا واکنش های مختلفی را سبب شده است. حتی با وجود صحبت هایی که سر زبان ها افتاد که او با دست توپ را در سال ۱۹۸۶ به گل تبدیل کرد، هنوز عقیده عموم بر آن است که همان گل بهترین گلی بوده که تاکنون در یک جام جهانی به ثمر رسیده است. حتی وقتی فیفا در جریان بررسی بهترین بازیکن تاریخ فوتبال جهان، تصمیم به انتخاب گرفت، مقامات رسمی به پله رأی دادند و مردم پلو(لقبی که مادر دیگو به او داد)  را انتخاب نمودند.
در آوریل سال ،۲۰۰۴ مارادونا تحت تأثیر فشار خون زیاد بستری شد. او را در بیمارستان بوئنوس آیرس در بخش آی سی یو بستری کردند، طرفداران مارادونا بیمارستان را احاطه کردند. تمام خبرگزاری ها خبر بستری شدن او را به سرتاسر جهان مخابره کردند. مردم جنوب ایتالیا شمع روشن کردند و در زیارتکده ها به نیایش و دعا نشستند تا برای قهرمانشان طلب عافیت کنند. وضع سلامتی او و کیفیت حالش مرتب به اقصی نقاط جهان مخابره می شد. وقتی شایع شد که مارادونا احتمالاً به تعویض قلب احتیاج دارد، چه بسیار اشخاص حاضر شدند قلبشان را به او اهدا کنند.
اما مارادونا نمرد و قلب خودش هنوز در سینه اش می تپد.
دیگو مارادونا یکی از بزرگترین بازیکنان فوتبال بوده است که تاکنون دنیا به خود دیده است. برداشت او از بازی بی نظیر بود. برداشت و توصیف او از هر حرکت، هر لحظه از بازی، دقیق و بی مانند و کم نظیر بود. ترجمه و نوشته های مارادونا به زبان انگلیسی کاری بس دشوار بود، زیرا در زبان انگلیسی بسیاری از کلمات و عباراتی که مارادونا به آن اشاره می کند معادل ندارد.

دیگو آرماندو مارادئونا متولد۹ آبان(۳۱اکتبر) ۱۹۶۴  فرزندهشتم یک کارگر است که با تلاش و کوشش توانست افتخار  قهرمانی جهان را با آرژانتین در سال ۱۹۸۶ بدست آورد


مارادونا و مسی

اسطوره فوتبال آرژانتين درباره پديده 18 ساله كشورش، گفت: مسي تنها بازيكني است كه مي تواند به خوبي جاي خالي مرا در فوتبال جهان پر كند.

مارادونا درباره توانايي مهاجم تيم فوتبال بارسلوناي اسپانيا تصريح كرد: تا كنون بازيكنان زيادي در پست من براي آرژانتين بازي كرده اند؛ اما مسي تنها بازيكني است كه كه مي تواند به خوبي جاي خاليم را پر كند. 

وي افزود: مسي وارث من در آرژانتين است و از تماشاي بازي وي با پيراهن تيم ملي كشورم بسيار لذت مي برم. 

مارادونا تاكيد كرد: وي با وجود جواني، بازيكن مقتدر و توانايي است و فوتبال را خيلي تماشايي انجام مي دهد. 

وي اظهار داشت: در حال حاضر مسي در كنار رونالدينييو، بهترين بازيكن جهان محسوب مي شود. 



+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 17:58  توسط امین  |