|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 11:58 توسط امین
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 14:12 توسط امین
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
مارادونا: كاكا بهترين نيست
گروه فوتبال جهان ايپنا؛ ديهگو مارادونا اصلا اعتقاد ندارد كه كاكا بهترين بازيكن جهان است و اين نظريه خود را پس از آنكه توپ طلا به وي اختصاص يافت، عنوان داشت. مارادونا در گفت و گو با ال گرافيكو اظهار داشت: "نميدانم دقيقا انتخابات بر چه مبنايي است اما فكر ميكنم روني بسيار بهتر از كاكاست. ميلان تيمي است كه بيشتر اوقات به كاكا متكي است اما اين مسئله نميتواند كاكا را به بهترين دنياي فوتبال تبديل كند. به نظر من بهترينهاي فوتبال آرژانتين در حال حاضر ليونل مسي، سرجيو آخرو و خوان رومن ريكلمه هستند." یوفا: "ديهگو مارادونا" اسطوره فوتبال آرژانتين روز دوشنبه اظهار داشت كه رونالدينيوي برزيلي، ليونل مسي آرژانتيني و همچنين "وين روني" انگليسي بهترين بازيكنان كنوني جهان به شمار ميروند. به گزارش یوفا: مارادونا در گفت وگو با مجله "ال گرافيكو" گفت: رونالدينيو و مسي دو بازيكن تيم بارسلونا و روني از تيم منچستريونايتد بيشتر از كاكا لياقت كسب "توپ طلايي" را داشتند. اين درحالي است كه كاكا مهاجم برزيلي باشگاه آث ميلان ايتاليا نيز در گفتوگو با روزنامه انگليسي "ديلي تلگراف" از شايستگي "ليونل مسي" و "كريستيانو رونالدو" براي كسب اين جايزه سخن گفت. كاكا روز يكشنبه جايزه بهترين بازيكن سال فوتبال جهان ازسوي مجله "فرانس فوتبال" را بدست آورد. در رايگيري مجله فرانس فوتبال، كريستيانو رونالدو مهاجم تيم ملي پرتغال ۲۷۷امتياز و ليونل مسي ۲۵۵امتياز كسب كردند و در ردههاي دوم و سوم قرار گرفتند. ديديه دروگبا مهاجم چلسي و تيم ملي ساحل عاج با ۱۰۸امتياز چهارم شد و "آندره پيرلو" هافبك ميلان با ۴۱امتياز در مكان پنجم ايستاد. رودفان نيستلروي ششم، رونالدينيو (برنده اين جايزه در سال (۲۰۰۵ دوازدهم و "تيهري هانري" نوزدهم شدند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 15:20 توسط امین
|
|
||
|
|
|
||||||
فوتبال نیوز: چندی پیش ديه گو آرماندو مارادونا در يك برنامه تلويزيونى در شبكه ۱۳ تلويزيون آرژانتين شركت كرد و يك بار ديگر از كابوس هاى زندگى اش گفت: «مواد مخدر هنوز هم كابوس بزرگ زندگى من است.انگار هنوز در درون من است و از اين خواب سياه بيدار نشده ام اما بعد وقتى چشم هايم را باز مى كنم مى بينم هنوز زنده ام و نفس راحتى مى كشم.» مارادونا معتقد است مصرف دارو در گذشته و ترك آن درس بزرگى براى زندگى اش داشته: «وقتى از خواب بيدار مى شوم اولين كسى كه نزديك ام است را بغل مى كنم. مادرم، پدرم و الان ديگر مى توانم با خيال راحت به كلمبيا بروم چون ديگر دارو مصرف نمى كنم.» مارادونا در اين برنامه فقط از كابوس هايش نگفت بلكه از فوتبال كه هميشه بزرگترين عشق زندگى اش مى گويد از ريكلمه و نقش حياتى او در تيم ملى آرژانتين: «نمى دانم چه اتفاقى براى او روى داد اما سرمربى تيم ملى بايد احمق باشد كه او را از تركيب حذف كند.» مارادونا يك بار ديگر از تيم ملى آرژانتين مى گويد از پكرمن كه اشتباه ترين انتخاب ها را براى جام جهانى داشت تا سرمربى جديد: «اين تيم را دوست ندارم حتى وقتى پيروز مى شود چون بيشتر روى حفظ توپ متمركز است و نه زيبايى بازى. دفاع تيم خيلى قوى است اما بهتر است به حريفانى كه مقابل مان داريم نيز كمى فكر كنيم.» |
|||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 10:12 توسط امین
|
|
|||||||
|
|
|
||||||
|
|||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 9:3 توسط امین
|
|
|||||||
|
|
|
|
|
سلام دوستان یه سایت توپ پیدا کردم شما هم یه سری بزنید حال میکنین من خودم مطلب رو از این سایت گرفتم مطلب زیر رو حتما بخونید |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386ساعت 0:10 توسط امین
|
||
|
|
|
|
|
یکی از اعضای هیات رئیسه
کمیته انتقالی فیفا گفت : پیشنهادی از سوی یکی از سفارتخانه های ایر ان واز طریق وزارت امور خارجه به فدراسیون فوتبال ایران رسیده اما چون سفر مارادونا به اواخر مهر مربوط می شود به طرف مذاکره کننده اعلام شده که تا پس از انتخابات فدراسیون فوتبال باید صبرکنند . مارادونا ستاره سابق فوتبال جهان و آرژانتین چیزی حدود پنج میلیون دلار هزینه در بردارد.
ستاره جنجالی ومشهور تا چه اندازه برای رشد وتوسعه فوتبال ایران مفید است واین هزینه هنگفت چگونه واز چه طریقی تامین می شود. شک نکنید که حضور دیگو در ایران نتایج مثبتی خواهد داشت فدراسیون از کجا میخواد این همه پول بیاره
به امید حضور اسطوره در ایران! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 9:7 توسط امین
|
|
||
|
|
|
|
|
فقر از ثروت قدیمی تر است کاستاریکا برنده جایزه کن و بعنوان یکی از مشهور ترین کارگردانان تمام دوران در سال 2006 فیلمی مستند درباره اسطوره جاودانه فوتبال آرژانتین – دیه گو مارادونا – ساخت. این گفتگو حاصل همنشینی کاستاریکا و مارادونا در قطاری است که به سمت بندر مار دل پلاتا در آرژانتین جهت برگزاری تظاهراتی علیه بوش می رود. اگرچه ممکن است این گفتگو رنگ و بوی سیاسی و ضد آمریکایی داشته باشد و آنچنان به دنیای سینما ارتباطی نداشته باشد، اما این گفتگو اول زوایای دید کارگردانی مشهور را برای ما آشکار می کند که چطور به مسائل سیاسی و اجتماعی اهمیت می دهد و دوم اینکه سیاست همیشه دستمایه ای مهم برای هنر است. حاصل داستان های سیاسی فیلمهایی بزرگ بوده است. در حال گریزی از سیاسی بودن نیست. حتی آنکه خود را خارج از سیاست می داند به محرک های سیاسی واکنش نشان می دهد.
کاستاریکا: مارادونا مردی است که تحقیر تمام دنیا را در جریان آن دریبل های تاریخی در بازی آرژانتین – انگلستان، در سال 1985، روی پوست خود احساس کرده است. در آن لحظه هفت بازیکن پشت سر او جا ماندند و آن بازیکنان سالهای سال جزو تحقیر کنندگان ماندند و در انتظار فرصتی برای انتقام بودند. برای من مارادونا در آن دقایق اندک، مارگارت تاچر، رونالد ریگان، ملکه مادر، پرنس چارلز، پاپ ژان پال دوم را دریبل کرد و از آنجا که فوتبال بازی تخیل و ابتکار است، مارادونا بوش پدر و پسر را دریبل نمود. برای مارادونا این کافی بود. بعد از پاول برایتنر(1) فوتبالیست دیگری در طرف فقرا نبود. این بازیکن آلمانی در دوران رومانتیک دهده 70 یک بازیکن منتخب شناخته می شد. بسیاری اعتقاد دارند که فوتبالیست ها افراد باهوشی نیستند. اما من این را قبول ندارم. چطور یک نفر می تواند در حساب بانکی اش پولهای میلیونی داشته باشد و باهوش نباشد. ممکن است آنها تحصیلات عالی نداشته باشند اما نمی توان گفت که باهوش نیستند. ما اکنون در قطاری هستیم که به سمت مار دل پلاتا(2) می رود. جایی که قرار است تظاهراتی بر علیه بوش صورت پذیرد و مارادونا در این قطار حضور دارد. اکنون من دریافتم که پاول برایتنر تنها نیست و جریان دهه 70 گم نشده است. در این قطار جایی برای حماقت وجود ندارد. اینجا وضعیت کاملا متفاوت است.
مارادونا: من فوتبال را در تاریکی یاد گرفتم. پشت خانه ام، استادیوم یک تیم دسته چهارمی بود. من تمام روز با توپ بازی می کردم و وقتی همه بچه ها به خانه هاشان می رفتند، من در تاریکی می ماندم و بازی می کردم. در آن تاریکی چیزی دیده نمی شد. من به سمت دروازه شوت می کردم و بر یافتن دروازه پافشاری می کردم. ده سال بعد وقتی اولین قرار داد خود را با Argentina Juniors بستم متوجه شدم که بازی با توپ در تاریکی بسیار مفید بوده.
کاستاریکا: تو در فاول فیوریتو متولد شدی که از محله های فقیر نشین آرژانتین است. من باید از تو می پرسیدم که چی توی کله ات است. چون تو هیچگاه آن مردم را فراموش نکردی و همیشه با آنها ماندی.
مارادونا: مردمان فقیر هیچگاه به تو خیانت نمیکنند. بسیاری از دوستانم و حتی مدیر برنامه هایم – کوپولا – از من پول دزدیده اند و مرا ترک کرده اند. اما مردم فیوریتو همانطور که بودند هستند. این مکان سمبل فقر است. اگرچه اکنون خیابانها آسفالت شده اند اما فقر مشابه زمانی است که من در آنجا زندگی می کردم. افراد سیاسی و آنهایی که به دولت نزدیک هستند هر روز ثروتمندتر می شوند. من هم این شانس را داشتم که یکی از آنها باشم، اما پاسخ منفی دادم چراکه می بایست ار فقرا می دزدیدم. تنها یک بار با افراد سیاسی آرژانتین صحبت کردم و تمام حرفهایی را به آنها گفتم که نمی خواستند بشنوند.
کاستاریکا: بونو فوکس(3) و باب گلدوف(4) به اندازه شما معروف نیستند. اما از شهرتشان برای فعالیت های بشر دوستانه استفاده کرده اند که این باعث ارتقا آنها نیز شده است. شما هیچگاه چنین کاری را انجام نداده اید.
مارادونا: پول وقت شما را می گیرد و دیگر هیچ! شما باید مقداری وقار، غرور و سلامتی برای خود نگه بدارید. 44سال را پشت سر گذاشته ام و می دانم که مساله فقر ادامه دارد. من به میانه آنهایی که همه چیز دارند و آنهایی که چیزی ندارند نگاه می کنم. این تنها مساله آرژانتین، برزیل، کوبا و ونزوئلا نیست. آمریکاییها کله های ما را خرد کرده اند. به یاد بیاورید که آنها در دهه 70 چه بلایی سر ما آوردند. آنها ما را مثل بچه هایی در دست خود داشتند. آنها یک رژیم نظامی در آرژانتین قرار دادند و باعث کشته شدن 30000نفر شدند. آنها پس از این همین کار را در شیلی، نیکاراگوئه و گواتمالا تکرار کردند. آنها به تو ضربه می زنند و بعد به حال خود رهایت می کنند تا عذاب بکشی. آنها با ثروت کلان به خانه هایشان بازمی گردند و تو می مانی مثل یک سگ و مثل یک سگ زندگی می کنی. اما همیشه اینطور نمی ماند. آنها اکنون دیگر اجازه استفاده از این حقه های سیاسی را ندارند. پس از گذشت دوره مداخله نظامی و پشتیبانی از رژیم فاشیست در آمریکای لاتین ما اکنون به اتحاد رسیده ایم. آرژانتین، برزیل و ونزوئلا اکنون با هم متحد شده اند تا جنایات بوش را فریاد بزنند. اما امیر، من نمی دانم چرا اینها را به تو می گویم. تو خودت همه چیز را می دانی. تو طرف ما هستی. چه احساسی داری؟
کاستاریکا:من مثل چارلی چاپلین هستم، وقتی که داشت در خیابان قدم می زد و کسی به او پرچمی داد. بیا درباره روابط داخل آمریکا صحبت کنیم. اگر درست متوجه شده باشم آنها شما گول زندند. مثل قرارداد نفتی که با شما بسته شد. آنها به مکزیک پول دادند و 30000کارگر را مشغول به کار کردند. بعضی از مکزیکی ها درآمد های خوبی داشتند. اما سود اصلی به کشوری دیگر می رسید و نه به مکزیک.
مارادونا: بله درست است. مکزیک هم به غیر از آن 30000 نفر کشور بسیار فقیری است. آمریکاییها این کار را در سرتاسر دنیا انجام داده اند و همیشه همان داستان همیشگی تکرار می شود. مزایای اصلی همیشه برای آنهاست و تنها پس مانده ها برای تو می ماند.
کاستاریکا: به نظر تو ما چکار می توانیم انجام دهیم؟ این یک داستان تکراری از زمانهای بسیار قدیم است.
مارادونا: چه کاری باید انجام داد؟ تغییر دادن شرایط کار بسیار دشواری است. اما مساله مهم این است که ما می توانیم راجع به این موضوع صحبت کنیم. متاسفانه، پاپ علاقه ای به صحبت در این زمینه نشان نمی دهد. اگر هم بخواهد این کار را انجام دهد، تنها یک موضوع ذهن او را مشغول می کند که چطور واتیکان را حفظ کند. این مثل آمریکاییها. واتیکان امپراطوری بسیار ثروتمندی است. پاپ هیچگاه در آفریقا نبوده است و هیچگاه به آنجا نرفت تا بر خاکش بوسه بزند و به بچه های گرسنه غذا بدهد. اما 150میلیون دلار برای تبلیغات جلوگیری از بارداری ناخواسته دریافت کرد. یک شرکت تبلیغاتی این هزینه را صرف کرد اما پاپ هیچگاه برای این کار هزینه ای نکرد و کسی هم در این مورد صحبتی نکرد. این موضوع در اسناد واتیکان ثبت شده و کسی بخاطر نیاورد که پاپ چطور آفریقا را فراموش کرد.
کاستاریکا: اکنون نزدیک مار دل پلاتا هستیم و تظاهر کنندگان در فضایی که اتحاد را می توان در آن استشمام کرد، استراحت می کنند. این درست مثل شخصیتهای دهه هفتاد است که سرنوشت خود را انتخاب می کردند و به سوی آن می رفتند. شک ندارم که هر کلمه مارادونا از روی دانش و شناختی است که نسبت به وضع کنونی جهان دارد. روزگاری او به مثابه یک الهه بود. مانند اسطوره گیلگامش(5). یک داستان حماسی از نابود شدن خدایی که از گل سرشته شده بود. از زمانی که او جادوگر هر بازی بود، تا زمانی که او هوایی برای تنفس نداشت. جایی گیر افتاده بود که هوایی برای تنفس و محلی برای حضور نداشت. او بسیار محبوب تر از پاپ بود. آن بالا، خیلی بالا اما او هوایی برای تنفس نداشت و کسی نبود که به او بگوید که بودن در این ارتفاع جای امنی برای او نیست. او به مصرف کوکائین رو آورد. مثل گیلگامیش که خدای گلی روی زمین ضربه خورد. او شروع به جستجوی خودش کرد. حتی در آن لحظات او سعی می کرد به جایی برگردد که برای او اکیسژن کافی
مارادونا: پدرم را بخاطر دارم وقتی از کار به خانه برمی گشت و به اندازه کافی برای شکم ما هشت بچه پول بدست نیادورده بود. سکوت می کرد، چون غذایی نبود. هر کسی نمی تواند این موضوع را درک کند، بخصوص آنهایی که گرسنه نمانده اند. خواهرم کمتر غذا می خورد و باقی آن را برای من نگه می داشت. در چنین شرایطی احساس همدردی، عشق و مراقبت در وجودت رشد می کند و این چنین است که داستانهای دوران کودکی من هیچگاه از بین نمی روند. مادرم خودش را به دل درد می زد برای اینکه غذا را برای بچه هایش نگه دارد. او همیشه چشمش به دیگ غذا بود تا مطمئن شود غذا به اندازه کافی برای همه مانده باشد. برادرم، یک مثال از فقر است... بله مادرت به تو دروغ می گوید که به تو غذا بدهد. ممکن است خیلی ها بگویند که این یک کتاب داستان است اما امیر، برادر من یک زندگی حقیقی است و من به تو حقیقت را می گویم.
کاستاریکا: بله این فقر است و بسیار ناراحت کننده. خیلی گذشته خود را به سادگی فراموش می کنند اما تو چطور این احساسات را از کودکی تا کنون حفظ کرده ای؟
مارادونا: من فراموش نکرده ام. نمی توانم که فراموش کنم. فقر از ثروت قدیمی تر است. پدرم در یک فروشگاه کار می کرد و همیشه کیسه های سنگین را جابجا می کرد، حتی وقتی که پیر شده بود. من می توانم مدتها در مورد پورژووازی و فقر صحبت کنم. برای من هیچگاه تفاوتی نداشت اما این شاید در مورد همه ثروتمندان صادق نباشد. من شکی ندارم. بسیاری سعی می کنند که به سیاستمداران نزدیک شوند، سیاستمداران هم از توانایی های آنها سو استفاده می کنند. اگر در این دسته از آدمها نباشی تو را دیوانه فرض می کنند. بله، من دیوانه ام و دیوانه خواهم ماند و با تمام این حرفها متوجه می شوی که با من چه کرده اند. تو می دانی امیر، من برای چهار دقیقه یک آدم مرده بودم، به همین دلیل معنی زندگی را می دانم.
کاستاریکا: بعد از ماجرای اتیوپی و اجرای کنسرت های همزمان، باب گلدوف ثروتمندتر شده. بونو به کشورهای مختلف سفر می کند و از روسای جمهور آن کشورها می خواهد تا بدهی هایشان را به کشورهای آفریقایی پرداخت کنند. او حتی با بوش ناهار خورد.
مارادونا: من یک چیز را می دانم و آن اینست که هیچگاه جرات غذا خوردن با بوش را ندارم.
کاستاریکا: چرا؟
مارادونا: بودن در کنار یک جنایتکار احساس خوبی به آدم نمی دهد.
کاستاریکا: گارسیا مارکز به من گفت که ما می توانیم در مورد فیدل حرفهای زیادی بزنیم. اما او نگهبان فرهنگ ایسپانو (6) به ارث گذاشته شده در آمریکای لاتین است.
مارادونا: بله درست است. اما آرژانتین اکنون بخشی از آمریکا است. آرژانتینی ها همه آنچه را که دارند به یانکی ها می فروشند. مثل بخش جنوبی آرژانتین که منطقه ای بسیار حاصل خیز است. بنابراین همه آنچه که فیدل برای آن جنگید را ما به باد دادیم. با این پول ما تنها به یکی از مستعمرات آمریکا تبدیل شدیم. آمریکاییها در حال گسترش مستعمرات خود در همه جای دنیا هستند.
کاستاریکا: چطور با فیدل کاسترو ملاقات کردی؟
مارادونا: در سال 1987 من برنده دو جایزه شدم. یکی در کوبا و دیگری در آمریکا. به آمریکاییها گفتم جایزه تان را برای خودتان نگه دارید. با فیدل ملاقات کردم و پنج ساعت در مورد چگوارا و آرژانتین با هم صحبت کردیم. بعنوان یک مرد جوان در مورد انقلاب مطالعه کرده بودم. در مورد چگوارای شجاع، در مورد فیدل و من عاشق فیدل شده بودم. به نظر من او مثل یک شیر از سرزمین خود دفاع کرد. او تنها سیاستمداری است که به دزدیدن از فقرا فکر نکرد. اما این کاری است که آمریکاییها سعی در انجام آن دارند.
قطار به مار دل پلاتا نزدیک شده است...
(1) پاول برایتنر فوتبالیست اسطوره ای آلمان در سالهای 70 بود که بخاطر گرایش های سیاسی و فعالیتهای اجتماعی شهرت داشت. (2) مار دل پلاتا بزرگترین بندر آرژانتین می باشد. (3) بونو فوکس مشهور به بونو خواننده گروه راک U2 (4) باب گلدوف خواننده ایرلندی که در فیلم The Wall از گروه Pink Floyd بازی کرد و در سال های اخیر مجموعه کنسرتهای Live 8 را در کشورهای مختلف برگزار نمود. (5) گیلگامش در اسطوره بعنوان اولین فرا انسان تاریخ ثبت شده است که دو سومش از جنس خدا و یک سومش از جنس انسان بوده است. (6) ایسپانو اشاره دارد به فرهنگ اسپانیایی - آمریکایی |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 9:4 توسط امین
|
|
||
|
|
|
|
آرژانتين و انگلستان پس از 21 سال"دست خدا" بازميگردد. ديگو آرماندو مارادونا همراه با بازيكنان تيم قهرمان جام جهاني 1986 در ديداري دوستانه برابر تيم ملي انگستان با بازيكنان همان دوره از رقابتها حاضر خواهد شد. اين بازي برداشتي تازه از رقابت مرحلهي يك چهارم نهايي جام جهاني 1986 مكزيك خواهد بود. روز چهاردهم اكتبر بازي غيررسمي دو تيم در ورزشگاه "ويلا پارك" شهر بيرمنگام انگلستان برگزار خواهد شد. بازي آرژانتين برابر انگلستان در روز 22 ژوئن 1986 در جريان جام جهاني مكزيك يكي از رقابتهاي ماندگار در تاريخ فوتبال است. آن بازي 2 بر يك به سود آرژانتين پايان يافت. مارادونا و هم بازيانش در آن جام در پايان قهرماني را از آن خود كردند. گلي كه مارادونا دور از چشم داور با دست خود وارد دروازهي پيتر شيلتون دروازهبان وقت انگليسيها كرد، و پس از بازي آن را "دست خدا" ناميد و البته آن را كمي ناعادلانه خواند، يكي از مهمترين رخدادهاي آن بازي به شمار ميآيد. مارادونا در آن بازي در حضور 114 هزار تماشاگر حاضر در ورزشگاه گل ديگري به ثمر رساند كه بعدها به عنوان زيباترين گل تاريخ فوتبال به حساب آمد. اين جادوگر هنرمند با جا گذاشتن هفت بازيكن انگلستان توپ را وارد دروازهي آنها كرد. اين موضوع كه ديگو اكنون براي اين بازي دوستانه تا چه اندازه آماده است، با ترديدهايي روبروست. اين بازيكن 46 ساله در دههي گذشته ... جام جهانی - آرژانتین 1978
![]() Argentina 1978 سرانجام آرژانتین هم میزبان جام جهانی فوتبال شد. در آن زمان دولت آن کشور یک دولت نظامی دیکتاتور بود و بدین سبب مردم آرژانتین می ترسیدند که مشکلات سیاسی داخلی و خارجی، و تاخیر در ساخت چند استادیوم، آرژانتین را از لطف میزبانی محروم کنند. اما به هر حال بازیهای نهایی جام در این کشور آغاز شد. این نخستین بار بود که تعداد تیمهای شرکت کننده در مرحله راه یابی دورقمی (100) می شد. همچنین تیم ایران از آسیا اولین حضور خود را در جام جهانی تجربه می کرد. مثل همیشه اکثریت شرکت کنندگان از قاره های اروپا و آمریکا می آمدند. تونس هم به عنوان نماینده آفریقا توانسته بود وارد جام شود تا برای بار نخست این جام را تجربه کند. ايران برای راهیابی به مراحل پایانی راه سختی را گذرانده بود. این تیم در دور نخست مرحله انتخابی سوريه و عربستان سعودی را شکست داده بود. در دور دوم مرحله انتخابی آسيا - اقيانوسيه با هنگ کنگ، کره جنوبی و استراليا هم گروه شد که به عنوان تيم اول گروه برای نخستين بار به جام جهانی راه پیدا کرد. اما اولین تجربه جام جهانی برای ایران حاوی دو شکست و یک تساوی بود. ایران برابر هلند و پرو باخت و بازی برابر اسکاتلند را مساوی کرد و نتوانست به مراحل بالاتر راه پیدا کند. اما وضعیت تیمهای دیگر این چنین بود: انگلستان، اروگوئه و فرانسه در نخست مرحله گروهی حذف شدند. در مرحله گروهی دوم که در دو گروه انجام می شد، آرژانتین و هلند در گروه های خود اول شدند و به دیدار فینال رفتند و ایتالیا و برزیل که دوم هر گروه بودند بازی ریده بندی را برگزار کردند که این بازی 2-1 به نفع برزیل تمام شد و این تیم به مقام سوم جام رسید. فینال فینال بین تیمهای آرژانتین (میزبان بازیها) و هلند (نایب قهرمان جام قبل) برگزار می شد. 77 هزار تماشاگر به استادیوم شهر بوینس آیرس آمده بودند که اکثر آنها آرژانتینی بودند. تشویقهای اول بازی این تماشاچیان باعث شد تا تیم جوان آرژانتین بازی را خوب آغاز کند تا اینکه در دقیقه 38 توسط ستاره خود یعنی ماريو کمپس اولین گل بازی را بثمر برساند. آرژانتین تا دقیقه 80 بازی دفاع می کرد و کمتر تمایلی به زدن گل بیشتر داشت. در دقیقه 82 هلندیها توسط نانینگا گل تساوی را زدند و قهرمانی را میزبان پس گرفتند. بازی با همان تساوی 1-1 در دقیقه 90 تمام شد. در دقایق اضافه بازی، تماشاگران آرژانتینی روحیه خوبی به بازیکنان خود دادند و آرژانتین توانست دو گل یکی در دقیقه 105 (توسط ماریو کمپس) و دقیقه 116 (توسط دانیل برتونی) وارد دروازه هلند کند تا برای نخستین بار فاتح جام جهانی شود. گلزنان برتر ماریو کمپس (آرژانتین) – 6 گل رنسنبرینک (هلند) – 5 گل کوبیلاس (پرو) – 5 گل تیمهای شرکت کننده اتریش، مجارستان، فرانسه، هلند، ، ایتالیا، لهستان، آلمان غربی، اسکاتلند، اسپانیا، سوئد (اروپا) برزیل، آرژانتین، مکزیک، پرو (آمریکا) ایران (آسیا) تونس (آفریقا) دستور بازداشت مارادونا صادر شد دستگاه قضايي آرژانتين دستور پيگرد و بازداشت كاپيتان سابق تيم ملي فوتبال اين كشور را صادر كرد. به نقل از روزنامه ورزشي ماركا اسپانيا، ديه گو مارادونا در پي وقوع يك سانحه رانندگي در بامداد دهم فوريه سال 2006 كه به مجروح شدن دو عابر انجاميد، تحت پيگرد قرار گرفت. بر اساس اعلام منابع قضايي آرژانتين، در اين تاريخ خودروي كاميونت مارادونا در محله ماتادروس بوينوس آيرس وارد پياده رو شد و يك كيوسك تلفن را واژگون ساخت كه بر اثر شكستن شيشه هاي آن دو نفر جراحات سطحي برداشتند. يكي از دو مجروح اين حادثه در تماس با پليس عنوان نمود كه خودروي حامل مارادونا و دو همراهش بدون توجه به اوضاع سعي در فرار از محل حادثه نمودند. دادستان گوستاوو گالانته خواستار حضور بازيكن سابق تيم ملي آرژانتين در دادگاه و اداي توضيح درباره اين سانحه شده است؛ اما مارادونا با اعلام اين كه رانندگي كاميونت را بر عهده نداشت، از حضور برابر قاضي سرباز زده است. وي هم اينك در كلمبيا به سر مي برد و در صورتي كه خود را به دادگاه معرفي نكند، ممكن است با شرايط دشواري مواجه شود. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 11:3 توسط امین
|
|
||
|
|
|
||||||
مارادونا وپله به عنوان مهمونای افتخاری بازی بوکا و سانتوس رو از نزدیک میبینن |
|||||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 11:56 توسط امین
|
|
|||||||
|
|
|
|
|
پنجاه سال رهبري كشوري كه روزگاري عياش خانه پولدارهاي آمريكايي بوده و حالا به دشمن شماره يك آمريكا در بيخ گوشش تبديل شده، كار ساده اي نيست . فيدل، تو را حالا حالاها لازم داريم . او يكي از آخرين اسطوره هاي زندة مبارزه با امپرياليسم است.
جهان كوچك شده و هر روز هم دارد كوچك تر مي شود. يك نگاه كوچك بيندازيد به اوضاع دنيا و فهرست نويسندگان، هنرمندان،فوتبالیست ها، فيلسوفان، وحتي سياستمداران فعلي دنيا، را مقايسه كنيد با همين بيست سال پيش. جاي ژان پل سارتر را كه تا بود، روشنفكران دنيا، پيماني ناگسستني با انقلابي ها داشتند، نوام چامسكي گرفته و به جاي بزرگاني مثل ماركز و ساموئل بكت، گونترگراس و هارولد پينتر نشسته اند و نسل فيلمسازان بزرگ هم با مرگ اليا كازان پايان يافته. در فوتبال امروز مسی جایگزین دیگو مارادونا شده. در حوزة سياست، ولاديمير پوتين به جاي گورباچف نشسته، توني بلر بر كرسي مارگرت تاچر نشسته و همين طور در ساير كشورها. حتي دشمنان ما و آن هايي كه ازشان بدمان هم مي آيد، هم همين طوري شده اند. به جاي كارتر و ريگان و حتي بيل كلينتون، جرج بوشي نشسته است كه كپية كوچك آن قبلي هاست. اوضاع جهان درست مثل آن عروسك هاي روسي است، كه از دل عروسك بزرگ تر، يك عروسك كوچك تر درمي آيد و باز از دل آن يك عروسك كوچك تر و باز همين طور تا آخر. دلمان خوش است به همين چند مرد بزرگ باقي مانده كه تنها پيوند ما با آن جهان جادويي سال هاي نيمة قرن بيستم و عصر انقلابي ها است. مرداني مثل فيدل. دوستان کاسترو كاسترو، دوستان زياد و البته متنوعي دارد. از فوتباليست گرفته تا كارگردان، هر كدامشان تحت تأثير نكتة خاصي از ويژگي هاي او قرار گرفته اند و البته كاسترو هم، دوست خوبي براي دوستانش است.خيلي از اين دوستان قبل از اينكه فيدل رهبر كوبا شود با او دوست بودند و بعد از به قدرت رسيدن او همچنان دوستي قديمي خود را با او ادامه داده اند. دوستان كاسترو در زمينه هاي كاري خودشان هم مثل كاسترو جنجال ساز هستند. كاسترو براي تولد او، يك مسلسل هديه مي فرستد، آلنده آن را بر مي گرداند و مي گويد: من به اين ها احتياج ندارم. پشت من به ملت شيلي گرم است. كاسترو مسلسل را دوباره مي فرستد و جواب مي دهد: اتفاقا چون تكيه ات به مردم شيلي است، اين را برايت مي فرستم. هنگام كودتاي پينوشه در يازده سپتامبر 1974 و محاصره كاخ رياست جمهوري شيلي، آلنده با همين مسلسل و يك كلاه كارگران معدن كه به سر گذاشته بود، جنگيد تا كشته شد. دو سال بعد، دوباره به كوبا برمي گردد و مستند ديگري به اسم در جست و جوي فيدل مي سازد. كاسترو در اين فيلم، هنگام بازديد از بيمارستان هاوانا، خيلي اتفاقي مي خواهد از او نوار قلب بگيرند تا همه ببينند او سالم است. استون مي گويد: هيچ كدام از تصاويرش بر اساس فيلم نامه از پيش نوشته شده اي، گرفته نشده و اين ها خود كاسترو است. چاوس وقتي ماجراي كسالت جديد كاسترو را مي شنود، بلافاصله سفر آسيايي اش را تمام كرده و به بيمارستان هاوانا مي رود. او هنگام عيادت از كاسترو، خنجر و فنجان قهوه سيمون بوليوار، مبارز استقلال طلب آمريكاي لاتين را به او هديه مي دهد. فاصله نزديك كوبا و ونزوئلا باعث شده تا چاوس و كاسترو، زود به زود همديگر را ببينند و سخنراني هاي چند ده ساعته داشته باشند. كاسترو مدام به عيادت او مي رود. حتي در صورت بيماري، تيم پزشكي تخصصي كوبا را به آرژانتين و بالاي سر مارادونا مي فرستد. فيدل كاسترو در يكي از برنامه هاي زنده ده كه مارادونا مجري آن بود شركت كرد. اين برنامه، 5 ساعت طول كشيد. در انتها كاسترو، يونيفورم نظامي خودش را به مارادونا داد. اين دو نفر چند بار در كنار هم، در تظاهرات عليه جنگ طلبي آمريكا شركت كرده اند.
گابــريل گـارسـيا ماركز (نـويســنده كلمبيايي): كاسترو به او در ويراستاري كتاب وقايع يك مرگ از پيش تعيين شده كمك مي كند. ماركز از دورانِ پيش از پيروزي انقلاب كوبا، با كاسترو دوست بود. آن ها به شدت به هم نزديك هستند، طوري كه كاسترو آرزو مي كند كه در زندگي بعدي به عنوان نويسنده به زمين برگردد. ماركز دربارة شخصيت فيدل اين نظر را دارد: او خود را وقف شدة كلمات مي داند. قدرت اغواگونه اي دارد. كاسترو براي پيروزي آمده. بدون مطالعة 200 صفحه خبر، صبحانه نمي خورد. ژان پل سارتر (فيلسوف فرانسوي): او به شدت تحت تأثير كاسترو قرار مي گيرد: يك روز از قله بلندترين كوه، صاعقه اي فرود آمد كه سلاح و ارتش نتوانست با آن مقابله كند. يك متمرد تصميم گرفت زمين ها را بين دهقانان تقسيم كند. او فيدل كاسترو بود. سارتر كتاب جنگ شكر در كوبا را درباره انقلاب كوبا و كاسترو مي نويسد.
همينگوي هنگام انقلاب در كوباست و از كاسترو حمايت مي كند و بعد به آمريكا مي رود. كاسترو در مراسمي با حضور بازمانده هاي او به تمجيد از او مي پردازد: من شخصا مديون همينگوي هستم. مديون افتخاري كه به ما داد تا كشور ما را براي زندگي و نوشتن برخي از بهترين آثارش برگزيد.
در كنار كاسترو جنگيد و مدتي هم وزير صنايع كوبا شد و آخر سر هم در بوليوي كشته شد. نام و عكس او سال هاست زينت بخش اتاق جوانان بسياري درسرتاسر جهان است. افكار ، تصوير، نام چه ، پرچم مبارزه عليه ظلم است.
منبع:همشهری آنلاین |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 16:7 توسط امین
|
|
||
|
|
|
|
|
یک دست كاش «امانوئل» دوست صميمي دوران نوجواني او وقتي در يكي از غروب هاي بوئنوس آيرس سيگاري را در گوشه لب هاي «ديگو» ديد به مانند ناصحان شرقي آنقدر پافشاري مي كرد تا مارادوناي بزرگ به اين عادت ناخوشايند پايان دهد و روزي نرسد كه ميلياردها نفر از هواداران او به خاطر مصرف كوكائين بهترين بازيكن تاريخ فوتبال جهان سرشكسته شوند.فقط كافي است هواداران متعصب او كه مقابل كلينيك «سويزو» در بوئنوس آيرس تجمع كردند با اين واژه «سرشكستگي» روبه رو شوند تا بنابر آداب و رسوم خود پاسخ جانانه اي به اين تهمت بزرگ دهند.
انصاف نیست از فوتبال آرژانتین و در کل از فوتبال آمریکای جنوبی صحبت کنیم و نامی از مرد افسانه ای این دیار «دیه گو آرماندو مارادونا» به زبان نیاوریم. از مارادونا مطالب زیادی تا به امروز نوشته و عکس های فراوانی به چاپ رسیده است.می دانیم وقتی مارادونا از جام جهانی ۱۹۹۴ بیرون رفت چند صدنفر در بنگلادش اقدام به خودکشی دست جمعی کردند.
درباره میزان محبوبیت مارادونا و احساسات ضد و نقیضی که در مواقعی او با خود به همراه می آورد، هرچه بگویم کم گفته ام. در هیچ مکانی به اندازه آرژانتین نمی توان درباره مارادونا بررسی کرد چه در مقام یک شبه خدا، یا در مقام یک سیاستمدار، در لباس یک مقدس تا یک استعمال کننده موادمخدر، از یک آدم پست و شریر تا یک قربانی و مظلوم، هر تفسیر و تعبیری که بگویید درباره اش صورت خارجی گرفته است. حتی در انگلستان مارادونا واکنش های مختلفی را سبب شده است. حتی با وجود صحبت هایی که سر زبان ها افتاد که او با دست توپ را در سال ۱۹۸۶ به گل تبدیل کرد، هنوز عقیده عموم بر آن است که همان گل بهترین گلی بوده که تاکنون در یک جام جهانی به ثمر رسیده است. حتی وقتی فیفا در جریان بررسی بهترین بازیکن تاریخ فوتبال جهان، تصمیم به انتخاب گرفت، مقامات رسمی به پله رأی دادند و مردم پلو(لقبی که مادر دیگو به او داد) را انتخاب نمودند. در آوریل سال ،۲۰۰۴ مارادونا تحت تأثیر فشار خون زیاد بستری شد. او را در بیمارستان بوئنوس آیرس در بخش آی سی یو بستری کردند، طرفداران مارادونا بیمارستان را احاطه کردند. تمام خبرگزاری ها خبر بستری شدن او را به سرتاسر جهان مخابره کردند. مردم جنوب ایتالیا شمع روشن کردند و در زیارتکده ها به نیایش و دعا نشستند تا برای قهرمانشان طلب عافیت کنند. وضع سلامتی او و کیفیت حالش مرتب به اقصی نقاط جهان مخابره می شد. وقتی شایع شد که مارادونا احتمالاً به تعویض قلب احتیاج دارد، چه بسیار اشخاص حاضر شدند قلبشان را به او اهدا کنند. اما مارادونا نمرد و قلب خودش هنوز در سینه اش می تپد. دیگو مارادونا یکی از بزرگترین بازیکنان فوتبال بوده است که تاکنون دنیا به خود دیده است. برداشت او از بازی بی نظیر بود. برداشت و توصیف او از هر حرکت، هر لحظه از بازی، دقیق و بی مانند و کم نظیر بود. ترجمه و نوشته های مارادونا به زبان انگلیسی کاری بس دشوار بود، زیرا در زبان انگلیسی بسیاری از کلمات و عباراتی که مارادونا به آن اشاره می کند معادل ندارد. دیگو آرماندو مارادئونا متولد۹ آبان(۳۱اکتبر) ۱۹۶۴ فرزندهشتم یک کارگر است که با تلاش و کوشش توانست افتخار قهرمانی جهان را با آرژانتین در سال ۱۹۸۶ بدست آورد
مارادونا و مسی اسطوره فوتبال آرژانتين درباره پديده 18 ساله كشورش، گفت: مسي تنها بازيكني است كه مي تواند به خوبي جاي خالي مرا در فوتبال جهان پر كند. مارادونا درباره توانايي مهاجم تيم فوتبال بارسلوناي اسپانيا تصريح كرد: تا كنون بازيكنان زيادي در پست من براي آرژانتين بازي كرده اند؛ اما مسي تنها بازيكني است كه كه مي تواند به خوبي جاي خاليم را پر كند.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 17:58 توسط امین
|
|
||